تبليغاتX
درام
درام
... مباحثی درباره ی درام ، تئاتر و سینما...

شخصيت شناسي (قسمت دوم)


روش های شخصیت‌‌شناسی از متن

نظر‌یه‌ای وجود دارد كه معتقد است " موجودیت شخصیت همان موجودیت زبان است" به دیگر سخن شخصیت عبارت است از زبان. برای بررسی شخصیت ، انواع آن و ابعاد آن، لاجرم هیچ چیز به جز مشتی كلمات هدفمند به نام زبان در اختیار نداریم.

 این كلمات دو دسته‌اند یكی آنها كه شخصیت‌ها در قالب گفتگوی نمایشی ( دیالوگ‌ها) گفته‌اند، و دیگری توضیحات نمایشنامه نویس است. البته نباید اهمیت كنش و رفتار را نیز نادیده گرفت؛ اما همان ها هم در كنار زبان درام تعریف می شوند؛ چه در دل یكی از آن دو دسته كلمات موجود در نمایشنانه ، یا برخاسته از آنها هستند.

با مطالعه‌ی نمایشنامه ‌های واقع گرایانه، و بررسی امكاناتی كه برای شناخت شخصیت در اختیار ما قرار می‌دهند، می‌توانیم روش‌های شناخت و تحلیل شخصیت‌ را براساس متن، در شش مورد خلاصه كنیم؛ كه عبارتند از :

1- بررسی توضیحات نویسنده درباره‌ی شخصیت.

تا پیش از قرن نوزدهم و پیدایش درام نو، نویسنده‌ها برای توضیح و تشریح یك شخصیت یا به چند كلمه بسنده می كردند یا هیچ توضیحی نمی‌دادند؛ اما از آن پس تا امروز به ویژه در نمایشنامه‌های واقع‌گرایانه، معمولاً نویسنده یا در "برگه‌ی‌ شخصیت نما" كه ابتدای نمایشنامه می‌آید و یا در بین متن، برخی ویژگی‌های شخصیت را ، برای شناخت بیشتر، بیان و تشریح می‌نماید كه گام مهمی در جهت شخصیت شناسی و تحلیل اشخاص بازی‌ست.

 مثلاً‌ "تنسی ویلیامز" در برگه‌ی شخصیت نما در نمایشنامه‌ی "باغ وحش شیشه‌ای" ویژگی‌های مهم یكی از شخصیت‌های اصلی یعنی " آماندا" را به دقت توصیف می‌كند:

" آماندا وینگ فیلد ( مادر) زن كوچك اندامی ست كه دارای اراده‌ای قوی ولی مبهم می باشد و همیشه به گذشته فكر می كند. تجسم چنین شخصی مطالعه و دقت زیاد لازم دارد و نباید آن را تقلید كرد. این زن ذاتاً خودپسند و زیردست آزار نیست ولی زندگی او طوری بوده كه همه را كوچك و حقیر می‌شمارد. بسیاری از صفات اوشایسته‌ی تحسین است و موجودی ‌ست دوست داشتنی و در عین حال كه انسان دلش به حال او می‌سوزد به سنخ فكر و رفتار او می‌خندد. قدرت تحمل زیاد و طبیعتی مهربان دارد ولی گاهی حماقتش در زندگی او را سخت دل نشان می‌دهد.در عین حال موجودی ظریف و مهربان است"


برگه‌ی شخصیت‌نما البته همیشه مفصل  شخصیت را توصیف نمی‌كند و برای یافتن ویژگی‌های شخصیت‌ باید سراغ اطلاعات دیگری بگردیم؛ چه در برگه شخصیت‌نمای همین نمایشنامه، ویلیامز، درباره " جیم اوكانر" یكی دیگر از شخصیت‌ها، تنها به گفتن "جوانی منظم و مرتب است" اكتفا می كند. و به یاد داشته باشیم كه اطلاعات موجود در قسمت معرفی شخصیت‌ها اگر مفصل هم باشد، كافی نیست.


 گاهی نیز نویسنده شخصیت را نه تنها در ابتدا كه در خلال متن توصیف كرده است. بنابراین باید آن را به مثابه‌ی كلیدی برای شخصیت شناسی در نظر گرفت. به عنوان مثال ببینیم "ویلیامز" در نمایشنامة "اتوبوسی به نام هوس" چگونه ویژگی‌های مهم شخصیت " استنلی" را تشریح می‌كند:

" قد متوسطی دارد، چهار شانه و قوی هیكل است. تمام حركات و رفتارش نوعی مسرت وحشیانه در بردارد. از آغاز جوانی هسته‌ی اصلی زندگی او را كیف كردن با زن‌ها تشكیل می‌داده، لذت بخشیدن به آنها و كیف بردن از آنها. بدون اینكه از افراط جلوگیری كند، مثل یك خروس متكبر در میان جمع مرغان، با قدرت و غرور رفتار می‌كند.به جز این خوی اصلی كه موجب دلگرمی او به زندگی ست و او را راضی نگاه می‌دارد، سایر خصوصیات او نیز جالب است، مثل یكرنگی او با مردان، دلبستگی او به شوخی‌های خشن،عشق به مشروب و غذای لذید و بازی، علاقه به اتومبیل خودش، رادیوش و هر چیز دیگری كه متعلق به اوست و نشانی از او دارد. با یك نظر زن ‌ها را از نظر ارزش جنسی طبقه‌بندی می‌كند،خیالات خامی به سرش می زند، تصمیم‌می‌گیرد و بعد به رویشان لبخند می‌زند."

 

این رهنمودهای نویسنده البته بسیار مفید و راهگشاست؛ اما كافی نیست و چه در متن آمده باشد، چه نبامده باشد،باید برای شناخت بهتر شخصیت تمام روش‌های موجود را به كار بست.

 

۲بررسی توصیفات نویسنده درباره‌ی محیط و پیرامون شخصیت.

توصیف محیط یك یا چند شخصیت از چند جهت می‌تواند راهگشا باشد: نشان دهنده ی شكل زندگی اشخاص از حیث وضعیت اقتصادی، اجتماعی و همچنین بیان كننده سلایق و علایق آنهاست.به توضیح ویلیامز درباره‌ی خانه‌ی خانوادة "وینگ فیلد" در "باغ وحش شیشه‌ای" توجه كنیم:

 

" دیوار تیره رنگ و بدریخت عمارتی در پشت آپارتمان اجاره‌ای خانواده ی وینگ فیلد قرار دارد كه به موازات لبه صحنه ساخته شده و در دو طرف آن دو كوچه ی تنگ و تاریك دیده می‌شود.در انتهای این دو كوچه محوطه‌ی مخوف و غم افزایی ست كه در آن طناب ‌های رختشویی از چپ به راست كشیده شده و بشكه‌های زباله و پله‌های مشبك فرار از آتش كه متعلق به عمارت مجاور است با قیافه‌ی منحوس از دور نمایان می‌گردد."

بنابراین توجه به توصیفاتی كه از محیط شخصیت‌ها شده، كمك می كند تا بخش‌هایی از وجوه شخصیت كه در بخش ابعاد شخصیت گفتیم مشخص شوند؛ وجوهی كه به ابعاد اجتماعی و روانی شخصیت‌ها مربوط می شوند.

 

 

3- بررسی سخنانی كه شخصیت می‌گوید.

بررسی سخنان  شخصیتی كه مورد تحلیل قرار می‌گیرد، علاوه بر اینكه اطلاعاتی درباره نحوة تفكر او، دغدغه‌ها و تصمیمات او و همچنین ارتباط او با سایرین به ما منتقل می كند، براساس همان ضرب‌المثلی كه " تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد"،منبع مطمئنی برای بررسی ویژگی‌های اساسی او نیز به شمار می‌رود." این كه آیا شخص بازی تند تند حرف می زند یا آرام و شمرده، همچون اشخاص تحصیل كرده سخن می‌گوید یا مانند فردی عامی، در مكالمه تیز هوش و سریع الانتقال است یا كند و خرفت، لهجه دارد یا نه "  و خصوصیاتی از این دست.

 

4- بررسی سخنانی كه دیگران "خطاب" به شخصیت می‌گویند.

سخنانی كه دیگران به شخصیت درحال بررسی می گویند،همواره حاوی اطلاعاتی ست درباره ی شخصیت ، ارتباطش با دیگران و برخی نكات اعم از اینكه مورد احترام است یا نه، چه تصویری نزد دیگران دارد و اینكه در جبهه‌بندی نیروهای درام كجا و كدام سو قرار می‌گیرد؛ بنابراین باید به دقت بررسی شوند.

5- بررسی سخنانی كه دیگران‌"درباره‌ی" شخصیت می گویند.

دیوید بال می‌گوید "توصیف شخصیت از دید خودش یا آن طور كه دیگر شخصیت‌ها او را توصیف می‌كنند، همیشه معتبر و قابل اطمینان نیست، همان طور كه در زندگی واقعی هم حرفی را كه آدم‌ها درباره‌ی یكدیگر می گویند، قابل اعتماد نیست"؛ اما به خاطر داشته باشیم یكی از مصادیق اصلی بعد اجتماعی شخصیت، نظر دیگران درباره‌ی اوست.

 

بنابراین معمولاً سخنانی كه درباره‌ی شخصیت، گفته می‌شود از دو جهت مهم هستند:یكی از این جهت كه اطلاعاتی دربارة  شخصیت به ما می‌دهند كه صحت آن باید در تطبیق این مورد با موارد دیگر شخصیت‌‌شناسی تاییدشود؛و دیگری از این جهت که حتا اگر این سخنان قابل اعتماد نباشند، صورت‌های دیگری از ارتباط بین شخصیت‌ها را بر ملا خواهند كرد؛و به یاد داشته باشیم كه به گفته‌ی دیگر دیوید بال،"حتماً باید تعریف و توصیفی را كه از دهان یك شخصیت می‌شنویم در مقایسه با عملكرد آن شخصیت محك بزنیم".

 

به عنوان مثال به حرف‌هایی كه " استلا" درباره‌ی "بلانش" به "استنلی" در "اتوبوسی به نام هوس" می‌گوید، دقت كنیم كه چگونه نكته‌ای مهم از شخصیت بلانش را برملا خواهد كرد:

 

" استلا ( به استنلی):وقتی بلانش میاد توی اتاق ، از سر و وضعش تعریف كن لباسشو تحسین كن و بهش بگو كه خیلی خوشگله؛ این برای بلانش خیلی اهمیت داره،حالش خوب نیس."

 

6- بررسی رفتار شخصیت، و رفتار دیگران با شخصیت.

"نیمی از افشای یك شخصیت در این است كه او "چه"  عملی انجام  می دهد، نیمی دیگر،آن است كه "چرا" این كار را انجام می دهد". رفتار یك شخصیت در موقعیتی كه قرار دارد، رفتار او با كسانی كه پیرامونش هستند،تصمیماتی كه اتخاذ می كند، خواسته‌هایی كه برای رسیدن به آنها تلاش می‌كند و اینكه چگونه تلاش می كند، شیوه‌‌ای كه برای زندگی كردن انتخاب كرده است و چگونگی دفاع از آن شیوه، و كارهایی كه در مقابل تصمیم‌ها، انتخاب ها، خواست‌ها و شیوه های زندگی دیگران، انجام می‌دهد، همه و همه منجر به كنش‌ها و واكنش‌های شخصیت خواهد شد.

برای اینكه بدانیم شخصیت مورد نظر ما كیست و چه خصوصیاتی دارد، باید اهداف او را از خلال اعمال و نتایج آنها (نتیجة هر عمل) ردیابی و شناسایی كنیم  علت آن را كشف نمائیم"چرا كه،هیچ رفتاری بی جهت از كسی سر نمی زند، و در واقع، بروز هر نوع رفتاری در پی رفع یك نوع ناراحتی از عامل آن رفتار است. لذا با مورد بررسی قرار دادن نوع رفتار اشخاص بازی می توان به انگیزه‌ی آنها و از آنجا به مسائل پیچیده و نفهته در عمق ضمیر ایشان پی‌برد."

 به یاد داشته باشیم كه روانشناسی یك شخصیت وپی بردن به انگیزه‌ها و تمایلات پنهان او، منوط به پی‌گیری اعمال و عكس‌العمل های اوست و این ‌ها خود ، منوط به پی‌گیری كنش ‌ها و واكنش‌های دیگران است. به دیگر سخن،رفتار شخصیت‌ها، در یك نظام پیچیده‌ی متشكل از انگیزه‌ها، اهداف و كنش‌های زنجیره‌ای تعریف و تبیین می گردد؛ كه نیازمند دقت و ظرافت زیاد در روانشناسی شخصیت‌هاست. بناراین به یاد داشته باشیم بخش عمده‌ای از پاسخ به این پرسش كه شخصیت " چه" می‌كند و چرا ؟، در گرو پاسخ به این پرسش است كه نسبت این عمل با چه كسانی ست و چرا؟

دست‌یابی به زنجیره‌ای از عمل ها ، هم از جهت تحلیل شخصیت‌ و هم یافتن "ستون فقرات" نقش (Spine) كه نتیجه‌ی تئوریك شخصیت‌شناسی است و به وسیله‌ی كارگردان و با تفسیر او به بازیگر منتقل می‌گردد، (وگاه نتیجه‌ی تعامل فكری هر دو)، اهمیت فراوان دارد؛ چه زنجیره‌ی كنش‌ها، مجموعه‌ای خواست، اراده و انگیزه است كه وضعیت نهایی شخصیت را ، در داشتن یك هدف كلی، با انگیزه‌ای قوی، روشن خواهد كرد و ستون فقرات نقش را تعیین می‌نماید.

 

باری، به یاد داشته باشیم كه به قول دیوید بال،حتّا بهترین شخصیت شكافی‌‌ها، در درون مبهم باقی می‌مانند و شخصیتی كه كامل، و به طور منطقی تشریح شده باشد نه تنها غیر ممكن است،غیر قابل تحسین نیز می‌باشد.بخش قابل ملاحظه‌ای از شاكله‌ی شخصیت به هر حال به بازیگری كه آن نقش را باز می كند، بستگی دارد و دایره‌ی شخصیت‌شناسی را نمی‌توان پیش از اجرا،به صورت تئوریك بست و آن را كامل و حل شده تلقی كرد.

 

 

 

فهرست منابع و مآخذ ( به ترتيب الفبا):

۱- اگري، لاجوس، فن نمايشنامه‌نويشي، مترجم: مهدي فروغ، چاپ مکرر، تهران، نگاه، 1383.
۲- اگري، لاجوس، فن داستان و نمايشنامه‌نويسي، مترجم: مصطفي رحيم‌زاده، چاپ اول، تهران پارت، 1374.
۳- امامي، مجيد، شخصيت‌پردازي، در سينما، چاپ اول ، تهران برگ، 1373.
۴- بال، ديويد، از پايان تا آغاز از آغاز تا پايان، مترجم: محمود كريمي حكاك، چاپ اول، تهران نشر گل، 1383.
۵- بولتون ، مارجوري، كالبدشناسي درام، مترجم: رضا شيرمرز، چاپ اول، تهران، نشر قطره ، 1383.
۶- پيکرينگ ، کنت، چگونه نمايشنامه ای مدرن را بخوانيم ،مترجم: مريم کبيری و ديگران، چاپ اول، تهران، انتشارات نوروز هنر، 1381.
۷- داوسن، اس. و، درام، مترجم: فيروزه مهاجر، چاپ اول، تهران، نشر مركز ، 1377.
۸- سيگر، ليندا، خلق شخصيت‌هاي ماندگار، مترجم: عباس اكبري، چاپ اول، تهران، انتشارات گسترش سينماي تجربي، 1374.
۹- شاملو، سعيد، بهداشت رواني، چاپ سيزدهم، تهران، انتشارات رشد، 1378.
۱۰- شاملو، سعيد ، بررسي مكتب‌ها و نظريه‌ها در روانشناسي شخصيت‌، چاپ سوم، تهران، انتشارات رشد،1370
۱۱- قادري، نصرا...، آناتومي ساختار درام، چاپ اول، تهران، نشر نيستان، 1380.
۱۲- كازان، اليا، يادداشت‌هايي بر اتوبوسي به نام هوس، فصل نامه سينمايي فارابي، شماره‌ي سی و يك ، دوره هشتم، 1377.
۱۳- كلسل، مالكولم ، مقدمه‌اي بر شناخت ساختار نمايش، مترجم: حسن پارسايي، چاپ اول، تهران نشر كاوش، 1380.
۱۴- مك‌كي،رابرت، داستان، ساختار، سبك و اصول فيلمنامه نويسي، مترجم:محمد گذرآبادي،چاپ اول،تهران، انتشارات هرمس،۱382.
۱۵- مكي، ابراهيم، شناخت عوامل نمايش، چاپ دوم، تهران ، انتشارت سروش، 1371.
۱۶- ناظر زاده كرماني، فرهاد، در آمدي به نمايشنامه‌شناسي ، چاپ اول، تهران، انتشارات سمت، 1382.
۱۷- ويليامز، تنسي، اتوبوسي به نام هوس، مترجم: ايرج نوراني ، چاپ دوم. تهران ، نشر چاپخش، 1333.
۱۸- ويليامز ، تنسي، باغ وحش شيشه‌اي ، مترجم: مهدي فروغ، چاپ دوم تهران ، نشر كانون معرفت، ۱366
۱۹- هولتن، اورلي ، مقدمه بر تئاتر آينة طبيعت، مترجم: محبوبه مهاجر، چاپ اول، تهران، انتشارات سروش ، 1364.

  

نوشته شده توسط علیرضا کلاهچیان در ساعت 12:12 | لینک  |